|
|
|
|||||
|
||||||
|
|
|
|
|
عاشورا عاشورا تداعی عدد 10 برایش بود و این عدد برای او حرفهایی داشت تمام شهر امروز با روزهای دیگر فرق داشت همه با هم مهربان بودند و نذری میدادند به جان
هم دعا میکردند و در این شهر هر کسی با غمها و دردهای خود در آن روز خاص در یک فکر
بودند شاید پیرترها به امید دیدن یک عاشورای دیگر... بزرگترها به فکر بهتر برگزار شدن...
کوچکترها هم به فکر آرزوهای خود... اما شاید هیچ کدام از آنها عاشورا را آنطور که باید
نفهمیدند و حس نکردند
تکرار سکوت ها:نگار
|
||