|
|
|
|
|
در این مرز بی طرف
منم تنها و بی هدف می نگرم به این قفس می شکنم هر نفس دنیا خیلی وقت است ایستاده تا من بیایم این افکار مثل کابوس می گذرد از خیالم دیگر نگاه به آسمان هیچ فایده ای ندارد آری این نگاه ساکت هیچ جایزه ای ندارد همه خاکستری اند و بس من نمی دانم چه رنگم و پس جای من اینجا نیست آیا زندگی همین سرگردانیست؟؟ روزها از پس هم می آیند پس بنشین تا اشک تو سر آید تکرار سکوت ها:نگار
|
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
|
|
|
|
سلام راستش این دفعه یک آپ جدیدی می ذارم!راجع به یه اتفاقیه که قراره برام بیفته!
یه ماه دیگه این موقع یعنی ۱۰ شهریور و ۳۱ آگوست(البته همیشه ۱ سپتامبر بود امسال اینجوری شده!)تولد منه!! راستش به نظرم این تولدم قراره با همه تولدهام فرق کنه! آخه دو حالت ممکنه اون روز اتفاق بیفته(البته اگه تا اون روز زنده باشم): ۱.بهترین و زیباترین تولد من و به آرزویی که از ۱۲ سالگی داشتم برسم( آرزومو نمیگم اما بهتون میگم یه چیزه ورزشیه!) ۲.بازم یه تولد خوب چون مادر خوبم و پدر خوبم و خاله خوبم و شوهر خاله خوبم و حتی پسر خاله های کوچیک و خوب عزیزم برام کلی زحمت کشیدن تا باز من به قسمتی از آرزوم برسم چون کلی برنامه تنظیم کردن تا یه جا بریم اما یه قسمت کوچیکی از آرزوم مونده و رسیدن به اون میتونه فقط به چند ساعت نیاز داشته باشه! نمی دونم یه ذره شاید گنگ حرف زدم اما دوستای صمیمیم میدونن چی میگن حالا من ازتون این خواهش رو دارم برام دعا کنید که حالت ۱ اتفاق بیفته فکر کنید این همه سال آرزویی داشته باشید و حالا که همه چیز برنامه ریزی شده اختلاف چند ساعت همه چیز رو عوض کنه و به قسمتی از آرزوتون برسید! و به قسمت دیگه اش که مهم هم هست نرسید! می دونین تو زندگیم خیلی دعا کردم و خدا همیشه کمکم کرده (هر چند اگه گاهی اوقات نفهمم همون لحظه) و این دفعه هم برای رسیدن به این آرزو هر روز دعا می کنم و گاهی اوقات گریه! برام دعا کنیدکه به خواستم برسم چون این اتفاق شاید دیگه هیچ وقت تکرار نشه برام من امیدوارم به خواستم برسم منتظر دعاهاتون هستم اگه من به خواستم برسم کلی نذر کردم و ماه دیگه تو وبلاگ برای خودم(حتی از اونجایی که هستم و به اینترنت زیاد دسترسی ندارم یعنی چون وقتشو ندارم )تولد میگیرم
منتظردعاهاتون هستم تکرار سکوت ها:نگار
|
||
|
|
|
|||||
|
||||||