|
|
|
|
|
در این مرز بی طرف
منم تنها و بی هدف می نگرم به این قفس می شکنم هر نفس دنیا خیلی وقت است ایستاده تا من بیایم این افکار مثل کابوس می گذرد از خیالم دیگر نگاه به آسمان هیچ فایده ای ندارد آری این نگاه ساکت هیچ جایزه ای ندارد همه خاکستری اند و بس من نمی دانم چه رنگم و پس جای من اینجا نیست آیا زندگی همین سرگردانیست؟؟ روزها از پس هم می آیند پس بنشین تا اشک تو سر آید تکرار سکوت ها:نگار
|
||