تبليغاتX
matnhayi adabi va varzeshi - کاغذهایم
من اینجا مطالبی ادبی و ورزشی می نویسم
کاغذهایم خیس شده آخه دیروز که بارون می بارید زیر بارون داشتم مینوشتم

می نوشتم و فکر میکردم اما از وقتی بارون روی کاغذم بارید

جوهرهای ذهنم  روی کاغذ پخش شده و هیچ چیز معلوم نیست اما من همیشه اونو می بینم!

چه رو کاغذ چه رو سنگ چه تو خاطره

طوفان شد و من کاغذ توی دستمه اما دارم می لرزم

کاغذ از دستم میره و به ابرها میرسه

مثل خیلی چیزهای دیگه که از دستم رفت و حتی نفهمیدم به کجا!

تکرار سکوت ها:نگار

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 4:6 بعد از ظهر  توسط negarzj  |